شهاب الدين احمد سمعانى
633
روح الأرواح فى شرح أسماء الملك الفتاح ( فارسى )
اين خود كارى ديگر است ، اين آسيا نه از قياس آسياى پيشين است ، آن آسيا آرد خرد كردى آب از جايى ديگر بايستى آوردن 28 سرشتن را ، در اين آسيا خود چشمهء آب است روان . آنگه چون به تنور معده افتاد اعضا كه اجزا خواران درگاه دلاند 29 گرد او درآيند آنچه صافى است اعضا و اجزا بهاندازهء خود مىستانند ما بقى ثفل 30 را به اصل / a 215 / زمين باز برند مبتديان را به آن قوت دهند . اى درويش ! سلطان سلاطين مصطفى بود صلّى اللّه عليه و سلّم ، و هر سلطانى را طبيبى بود ، طبيب مصطفى آدم بود ، آدم گفت : ما زهر چشيديم و رنج كشيديم و بارى ملامت برداشتيم و تازيانه خورديم تا چون مهتر بر سرير نبوّت تكيه زند تخته در پيش او نهند . و صلّى اللّه على محمّد و آله اجمعين 31 . اختلاف نسخهها